رویای بزرگ تان چیست

موضوع هزاران فیلم سینمایی، کتاب پرفروش و آهنگ های محبوب همین جمله به ظاهر ساده و بدیهی است… چون هرکسی یک رویایی دارد. اما متاسفانه… همه رویای شان را دنبال نمیکنند.

زمانی که کودک بودید، چند سال بیشتر نداشتید و تازه با دنیای خارج آشنا می شدید، به احتمال خیلی قوی رویایی در شما متولد شده بود. رویایی که دوست داشتید وقتی بزرگ شدید به آن تبدیل شوید و یا تغییری که میخواستید در دنیا ایجاد کنید.

هروقت قرار بود (و الان هم هست) که راجع به رویای تان صحبت کنید، چنان با شور و شوق صحبت میکردید و جزئیات را شرح میدادید که هرکس می شنید مطمئن میشد به رویای تان خواهید رسید.

نه فقط شما؛
کافیست دوست تان را به یاد آورید که رویایش را برای شما شرح میدهد؛ لبخندی دلنشین بر لبانش خواهد نشست و برقی چشم گیر در چشمانش خواهد زد… اما الان چطور؟

الان هم انگیزه دارید رویایتان را برای دیگران تعریف کنید؟ آیا اصلا رویایی دارید؟
در دنیای امروز مرضی به نام «عادی باش» وجود دارد. این مرض باعث میشود شما تا آخر عمرتان سعی کنید مانند دیگران عادی و معمولی باشید.

اگر به این مرض دچار شوید، رویای شما توسط آن بلعیده میشود. هرکار متفاوت و سرنوشت ساز برای شما زشت و شرم آور میشود و دوست دارید همیشه در خلوت و سکوت مانند بقیه مردم زندگی کنید… شما یک فردِ عادی میشوید.

این بیماری، خانمان سوز است.
هیچوقت، بیمارانی که دچار این مرض شده اند از زندگی خود راضی نبوده اند و همیشه چیزی در زندگی شان گم شده دارند.

شما هم احساس میکنید به این بیماری دچار شدید؟
خب نگران نباشید، تا وقتی که ما اینجا هستیم «به شما اجازه نخواهیم داد رویای تان را فراموش کنید.» همچنین در این مقاله میخواهیم به شما یادآوری کنیم چطور رویای کودکی تان را با تمام شور و شوق اش به خاطر بیاورید و یا رویایی نو بسازید.

نمیدانید رویای بزرگ تان چیست؟ از اینجا پیدایش کنید :

قدم اول | باید پیدا کنید برای چه اصلا به این دنیا آمدید
شما بی هدف و بی دلیل از بین هزاران اسپرم نر انتخاب نشدید تا بدون هیچ هدفی و کاری بزرگ به این دنیا آمده باشید. شما قرار است کاری بزرگ به انجام برسانید…

اما چه کاری؟
خب، تصور کنید شما میلیاردها میلیارد پول داشتید و هیچ نیازی به پول نداشتید. هرآنچه را که میخواستید میتوانستید بخرید و استفاده کنید؛ خب، با این شرایط هر روز صبح بیدار میشوید و چه کاری را دنبال میکنید؟

شاید بگویید خرید یا تفریح میکنید.
اما نمیتوانید تمام عمرتان خرید و تفریح و خوشگذرانی کنید چون خسته میشوید. لازم دارید که مهم دیگر انجام دهید. حتی بیل گیتس، ثروتمندترین فرد جهان در سنین میانسالی هر روز کار میکند. وارن بافت، تاثیرگذارترین سرمایه گذار قرن بیستم در سنین پیری هنوز فعال است.

پس همه اش پول نیست، معنایی از کاری که دوست دارید انجام دهید باید بدست آورید.
این کار چیست؟ کاری که حتی اگر پولی در میان نباشد هم بخواهید انجام دهید… آنرا پیدا کنید.

قدم دوم | پیدا کنید که چطور میتوانید آن کار را تبدیل به شغل تان کنید
هرکاری که با عشق و علاقه و نه صرفا برای پول انجام میدهید، میتوانید پول زیادی از انجام آن بدست آورید.

بزرگترین طراح ها، معمارها، نوازنده ها و … نه به خاطر پول بلکه به خاطر عشق و علاقه شان کار میکنند. آنها با اینکه پول زیادی دریافت میکنند، اما حتی اگر پولی هم دریافت نمیکردند آن کار را میکردند.

تایگر وودز، اسطوره بی رقیب دنیای گلف، پس از قهرمانی جهانی هم چنان در زمین گلف مشغول بازی است و هیچ اهمیتی به جایزه و پولی که از بردن مسابقه نصیبش شد نمیداد (البته خوشحال میشد اما مهم برای وی، بازی کردن گلف بود)

کاری که حتی اگر پولی هم به شما ندهند هم آنرا انجام خواهید داد را پیدا کنید و راهی را پیدا کنید تا آنرا تبدیل به شغل، یا قسمتی از شغل تان کنید.

قدم سوم | پیش به سوی قدم اول
خب پیدا کردید راهش را؟ حالا که فهمیدید چه کاری قرار است انجام دهید، لازم نیست از شغل فعلی تان استعفا بدهید و یا به شهر دیگری مسافرت کنید و … اقداماتی بزرگ از این دست انجام دهید.

فقط و فقط کافیست یک قدم، یعنی قدم اول را بردارید.
ممکن است قدم اول، صحبت کردن با یک نفر که آن شغل را دارد باشد، ممکن است قدم اول فقط مطالعه راجع به کار مورد علاقه تان باشد.

قدم اول هرآنچه که هست، باید کوچک و یک قدم شما را به اهداف و رویاهایتان نزدیک تر کند؛ و پس از قدم اول، هر روز یک قدم به هدف و رویایتان نزدیک تر باشید تا جایی که حاضر باشید از شغل تان استعفا دهید، به شهری دیگر مسافرت کنید و یا کاری سرنوشت ساز انجام دهید.

سخن آخر؛
این سه قدم به ظاهر ساده میرسند، اما اکثر افراد فریب سادگی انرا میخورند و هیچوقت اقدامی برای پیدا کردن شغل مورد علاقه شان و رویایی که دنبالش کنند را نمیکنند.

هر روز سعی کنید این سه قدم را مطالعه کنید، اهداف و رویاهایتان را در برابرتان داشته باشید و مطمئن باشید رویای تان هرچه که باشد شما توانایی رسیدن به آنرا دارید.

منبع : ۱۲ceo.ir

1 پاسخ
  1. موسی توماج ایری
    موسی توماج ایری says:

    فاجعهٔ زندگی هر کس، محدود بودن به یک استعداد نیست، بلکه شکست خوردن در استفاده از همان یک استعداد است.
    ادگار دبلیو ورک
    یونسِ پیامبر که در انجیل و قرآن نیز از او یاد شده است یک بازرگان کم‌جرئت بود که در مقابل درخواست خداوند برای اجرای یک مأموریت مهم، مقاومت کرد، عقده یونس به «ترس از بزرگی» یا رویگردانی از سرنوشت واقعی اشاره دارد.
    مازلو اعتقاد داشت که ما همان طور که از بدترین ویژگی‌های خود وحشت داریم از بهترین ویژگی‌هایمان هم می‌ترسیم. شاید برای ما داشتن یک مأموریت در زندگی خیلی ترسناک باشد به همین دلیل برای ادامه حیات خود به انجام یک سری مشاغل عادی روی می‌آوریم و دنبال یک سری اهداف عادی می‌رویم. همه ما لحظاتی را تجربه کرده‌ایم که طی این لحظات متوجه توانایی‌های واقعی‌مان شده‌ایم. مازلو در این زمینه می‌نویسد: «ولی همزمان با اینکه این توانایی‌ها را در خود می‌بینیم از روی ضعف، حیرت و ترس به لرزه می‌افتیم.» ترس از پیگیری و تحقق نبوغ ذاتی‌مان و کار کردن در حد کفایت، دستورالعمل یک زندگی عمیقاً غمبار است زیرا اگر این روش را انتخاب کنیم از همۀ ظرفیت‌ها و فرصت‌ها کناره‌گیری می‌کنیم.

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *