با تقاضای دورکاری موافقت می کنید یا خیر؟

مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: مطالعات زیادی نشان داده اند که دورکاری نقش مهمی در کسب و کارهای آینده دارد. در نظرسنجی ای که در مدرسه عالی تجارت لندن بر روی ۶۰۰ مدیر اجرایی و کارآفرین صورت گرفت، ۳۴ درصد این طور عنوان کردند که تا سال ۲۰۲۰ بیش از ۵۰ درصد کارمندان شان به صورت دورکاری با آنها همکاری خواهندداشت و ۲۵ درصد گفتند که حداقل ۷۵ درصد از کارمندان شان در دفاتر کاری سنتی حضور نخواهند داشت.

چرا این مدیران بزرگ تا این حد نسبت به آینده دورکاری خوش بین هستند؟

پژوهش ها مزایای زیادی را برای این نوع کار نشان داده اند که از جمله می توان به افزایش کارایی، خلاقیت و حتی سطح سلامتی کارمندان اشاره کرد. اگرچه این جریان خوبی به نظر می رسد، اما شما به عنوان یک رهبر و مالک کسب و کار نمی توانید یک روز از خواب بیدار شوید و تصمیم بگیرید که همه کارمندانتان را به خانه بفرستید تا در آنجا کاری کنند! این تصمیمی است که نیازمند ارزیابی دقیق شرایط فعلی کسب و کار، محیط کاری و پیامدهایی است که ممکن است رخ دهند. چطور می توانید مطمئن شوید که شرکت تان آماده دورکاری است؟ باید به دنبال نشانه هایی در کارمندان و شرایط و محیط کاری تان بگردید.
با تقاضای دورکاری موافقت می کنید یا خیر؟

 

۱٫ رقبای شما مدت هاست که دورکاری را انتخاب کرده اند.

اگرچه تقلید کورکورانه از فعالیت های رقبا همیشه توصیه خوبی نیست، اما در این مورد می توانید این کار را انجام دهید. افراد خلاق دوست دارند شرایط کاری منعطفی داشته باشند و از هر جایی که دوست دارند، کار کنند. بیشتر آنها به دورکاری علاقه دارند و در هنگام تصمیم گیری برای انتخاب شغل، این گزینه را مد نظر قرار می دهند. اگر رقبای شما مدت هاست که دورکاری را به عنوان یکی از گزینه هایشان برگزیده اند، باید بدانید که احتمالا افراد بااستعداد و خلاق بسیاری را دودستی به رقیب تان تقدیم کرده اید.

۲٫ کارمندان تان به دورکاری علاقه مندند.

اگر یکی از کارمندان تان به سراغ شما آمده و درخواست دورکاری کرده است، یا از این و آن، چیزهایی را در مورد تقاضای کارمندان تان در مورد ایجاد شرایط انعطاف پذیرتر کاری شنیده اید. شاید وقت آن رسیده باشد که گزینه دورکاری را نیز به قوانین شرکت تان اضافه کنید. مردم بی خود و بی جهت حرفی نمی زنند و ایده و نظری نمی دهند. اگر کارمندان تان چیزی در مورد دورکاری گفته اند، به این خاطر است که احتمالا به این مورد نیاز دارند یا شرایط انجام چنین کاری را در خود می بینند. در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۶ صورت گرفته، تعادل میان کار و زندگی شخصی به عنوان اولین معیار در سنجش رضایت شغلی در نظر گرفته شده است. این به آن معناست که قابلیت کار در خانه ارزش زیادی برای بسیاری از مردم دارد. بنابراین چه فقط یک کارمند چنین تقاضایی کرده باشد، چه عده بیشتری مایل به دورکاری هستند، بررسی کنید و شرایطی را در این راستا برای آنها فراهم سازید.

۳٫ برخی از کارهای شرکتتان از قبل به صورت دورکاری انجام می شده است.

چه اتفاقی می افتد اگر کارمندتان به خاطر بیماری فرزندش نتواند یکی دو روز به محل کار بیاید؟ یا اگر کارمندی نتواند گزارش کاری اش را سر موقع فراهم کند؟ شما از آنها خواهید خواست که کارهای لازم را در خانه انجام بدهند و برایتان بفرستند، درست است؟ این موارد نشان می دهند که شما همین الان هم می توانید برخی فعالیت ها را به صورت دورکاری انجام دهید. اگر کارمندی می تواند از جایی به غیر از محل کار به ای‌میل های کاری پاسخ دهد، تماس های لازم را برقرار کند، گزارش های مورد نیاز را بفرستد، مدارک ضروری را ثبت کند و حتی قراردادهای کاری ببندد، پس باید بدانید که آمادگی لازم را دارید که دورکاری را امتحان کنید.

۴٫ از مزایای دورکاری به خوبی آگاهید.

پژوهش ها نشان داده اند که دورکاری باعث صرفه جویی در زمان، هزینه و منابع شرکت می شود. با واگذاری برخی از فعالیت ها یا موافقت با دورکاری برخی از کارمندان تان، می توانید در هزینه منابع و کسب و کارتان صرفه جویی بکنید. در حقیقت این طور تخمین زده شده است که اگر شرکت های آمریکایی به کارمندان شان اجازه دهند تا نیمی از زمان کاری شان را در منزل سپری کنند، می توانند به ازای هر نفر ۱۱ هزار دلار در سال صرفه جویی کنند. باورنکردنی است، مرگ نه؟ مزیت دیگر دورکاری این است که می توانید با بهترین کارمندان کار کنید و دیگر نگران محدودیت های جغرافیایی نباشید. اگر دورکاری را در قوانین شرکتی تان لحاظ کنید، امتیاز کار با بهترین استعدادهای کشور را خواهیدداشت.
با تقاضای دورکاری موافقت می کنید یا خیر؟
چطور دورکاری را به بهترین شکل ممکن در کسب و کار خود بگنجانید؟
نمی توان به یک باره همه چیز را تغییر داد و شرایط کاری کارمندان را عوض کرد. باید بررسی کنید که کدام یکی از سمت های شغلی مناسب کار در اداره و کدام یک مناسب دورکاری هستند. چند راهکار برایتان داریم:

الف) با تعداد معدودی از کارمندان شروع کنید.

هنگام شروع اعمال تغییرات، سمت های شغلی را بررسی کنید و آنهایی را که مناسب دورکاری اند، در یک فهرست بنویسید. سپس در میان کارمندان تعدادی را انتخاب کنید و به آنها فرصت دورکاری بدهید. به این شکل می توانید بدون از دست دادن بهره وری کارتان، نتایج را بررسی کنید و تاثیر دورکاری را بسنجید.

ب) چند کارمند دورکار استخدام کنید.

گاهی اوقات اصلا نیاز نیست که از کارمندان خودتان شروع کنید. می توانید با افراد فریلنسر (آزادکار) همکاری کنید. چند نفر را برای وظایف خاصی انتخاب و به صورت دورکاری با آنها همکاری کنید. می توانید از وب سایت های ثبت رزومه کارجویان استفاده کنید.

ج) دورکاری نیمه وقت را امتحان کنید.

به جای اینکه به کارمندان تان اجازه دهید به صورت تمام وقت به دورکاری مشغول شوند، دو یا سه روز در هفته به آنها اجازه دهید از خانه به انجام کارهای شان بپردازند. به هر حال در برخی شرکت ها یا دپارتمان ها، گاهی حضور فیزیکی افراد نیز ضروری است.

د) سیستم های مورد نیاز را تهیه کنید.

دورکاری نیازمند جلسات مجازی، از جمله تماس های اینترنتی و وبینارهای مختلف است. از به روز بودن و داشتن سیستم های مورد نیاز برای چنین کارهای اطمینان حاصل کنید.

استارت آپ های پیچیده اما شگفت انگیز

روزنامه خراسان – غیاثی: حوزه های استارت آپی قبلی، عمدتا بر خدمات، بازارهای دوسویه و… مبتنی بود. امروز نیز البته ایده ها عمدتا خدماتی است اما وجه تکنولوژیک و پیچیدگی فنی آن بیشتر است. پیچیدگی هایی که ممکن است برای برخی مخاطبان خسته کننده و برای برخی دیگر بدیع و شگفت انگیز و بسیار جذاب باشد.  
 
امروز درباره حوزه های استارت آپی آینده، ابتدا سری به دنیای فین تک ها می زنیم و با فناوری جالب بلاک چین آشنا می شویم. ایده های پیشنهادی کارآفرینی در این حوزه را نیز معرفی خواهیم کرد.
 
فین تک چیست و چه می کند؟
 
فین تک (fin tech) مخفف Financial technology است یعنی فناوری مالی. استارت آپ های این حوزه به مردم کمک می کنند تا امور مالی خود را راحت تر انجام دهند. مثل:
 

استارت آپ های پیچیده اما شگفت انگیز
 

· پرداخت های داخلی و انتقال بین المللی پول
· مدیریت مالی شخصی
· کمک به قرض دادن و تامین سرمایه دسته جمعی و کمک به نیازمندان
· کارهای مربوط به بانک داری روزمره و بانک های بدون شعبه
· امور مربوط به بیمه
· و البته خدمات مربوط به ارزهای دیجیتال یا رمزنگاری شده مثل بیت کوین و…

 

استارت آپ های این حوزه زیرساخت هایی فراهم می کنند تا این کارها با امنیت و سهولت بیشتری انجام شود و از این محل کسب درآمد می کند. سیستم های امن نقل و انتقال اینترنتی وجوه، جزو ابتدایی ترین فین تک ها هستند که نیاز به تشریح ندارند. مثال هایی که در ادامه مطلب می آید حوزه های بکرترِ فین تک ها را روشن می کند.
 
کمک به نیازمندان با خیال راحت
 
اجازه بدهید ایده ها را از امور خیریه شروع کنیم. حتما هنگام کمک به برخی متکدیان با این سوالات مواجه شده اید که آیا او واقعا نیازمند است؟ آیا کمک من موجب ترغیب این کودک به تکدی گری و… نمی شود؟ برخی استارت آپ ها تلاش می کنند این مشکل را با استفاده از فناوری حل کنند. هم اکنون در دنیا و بعضا در ایران، اپلیکیشن هایی شکل گرفته است که در آن قابلیت های مختلفی وجود دارد.
 
مثلا در برخی نهادهای حمایتی در آن عضو هستند و افرادی که نیازمندی آن ها سنجیده و تایید شده است به شما معرفی می شوند. برخی نیز برای شما این قابلیت را ایجاد می کند که به صورت منظم پرداخت هایی به خیریه برای مقاصد خاص داشته باشید. اپلیکیشن یاری رسان از این جمله است که آشنایی با قابلیت های آن خالی از لطف نیست؛ از صفحه شخصی کودکان نیازمند تا امکان درج توضیح یا تصویر هنگام کمک.
 
مدیریت مالی شخصی
 
تعداد بسیار زیادی از اپلیکیشن ها هم کارشان مدیریت مالی شخصی (PFM) برای شماست؛ کاری که اکثر افراد انجام نمی دهند و به همین دلیل در تنظیم دخل و خرج خود به مشکل می خورند و کسانی هم که به صورت دستی این کار را انجام می دهند باید وقت زیادی صرف آن کنند. برخی از این اپلیکیشن ها به راحتی با بانک یا پیامک های آن ارتباط می گیرد و هزینه ها و دریافتی های شما را ثبت می کند.
 
شما آخر هفته یا آخر ماه می توانید فهرست هزینه ها را مرور و بررسی کنید که کدام دسته از هزینه ها بیشتر بوده و کدام قابل صرفه جویی است. برخی از آن ها حتی رفتار مالی شما را هم تحلیل و پیشنهادهایی در حوزه پس انداز ارائه می کند. برخی از این نرم افزارها هم برای مدیریت مالی کسب و کارهای خرد، فروشگاه ها و… شکل گرفته است که حسابدار و سیستم حسابداری ندارند. کسبه، پارمیس، فاکتورکن، پولام و نیو از جمله این نرم افزارهاست.
 
ارزهای رمزنگاری شده و ورود به یک دنیای شگفت انگیز
 
این روزها بعید است که درباره بیت کوین نشنیده باشید و حتی ممکن است درباره نحوه ایجاد و تبادل آن هم کنجکاو شده باشید. واقعیت این است که بیت کوین بر دو پایه اساسی استوار است؛ یک الگوریتم که افراد متخصص می توانند رمزهای جدیدی کشف و بر تعداد بیت کوین ها بیفزایند (که البته تعداد آن محدود است) و دوم فناوری بلاک چین که با استفاده از آن، نقل و انتقالات بیت کوین بدون وجود نهاد ناظر مرکزی (مثل دولت یا بانک مرکزی)، رصد، صحت سنجی و اعتبار بخشی انجام می شود. ما در این جا به بیت کوین و نحوه استخراج آن (ماینینگ) کاری نداریم اما درباره بلاک چین به عنوان یک ابزار و بستر کارآفرینی حرف بسیار است. همان گونه که از نامش پیداست، بلاک چین، مجموعه ای از بلوک هاست که در آن اطلاعات نقل و انتقالات (DATA) ثبت می شود و به دلیل ثبت رمزگونه هایی به اسم HESH در هر بلوک، امکان تغییر اطلاعات وجود ندارد.
ایده هایی برای تسهیل خرید و فروش و مبادلات با بلاک چین
 
در این جا قصد آموزش جزئیات بلاک چین را نداریم، بلکه صرفا کافی است بدانیم که بلاک چین یک ابزار غیرمتمرکز و اشتراکی است که در آن همه اعضای شبکه در بستر اینترنت این بلوک ها و اطلاعات آن را می بینند و خودشان به آن اعتباربخشی می کنند، بدون این که بتوانند تغییری در آن ایجاد کنند. یعنی یک بستر امن برای نقل و انتقال انواع دارایی ها. آن چه مهم به نظر می رسد آن است که بلاک چین، بستری است که انبوهی از ایده ها روی آن شکل می گیرد. شما برای نقل و انتقال هر نوع دارایی می توانید بلاک چین تعریف کنید؛ حتی دارایی های شخصی.
 
بلاک چین می تواند جانشین همه “مرکزی ها” شود؛ همان گونه که بیت کوین رقیب بانک مرکزی می شود، می تواند جانشین شرکت های دولتی یا مرکزی توزیع انرژی، شرکت های تاکسی آنلاین و… شود. مثلا به جای این که نیاز به یک شرکت مثل اوبر یا اسنپ برای اعتبارسنجی رانندگان و اتصال آن ها با مسافران باشد، همه کارها را بلاک چین انجام می دهد! این توضیح خالی از لطف نیست که بلاک چین و به طور کلی فین تک ها را قیام علیه سرمایه داری می نامند؛ یعنی گرفتن حق طبقه متوسط از نهادهایی چون بانک ها که با انجام کار اندک و ایجاد ارزش افزوده حداقلی، پول های گزاف دریافت می کنند.
 
چگونه وارد دنیای فین تک ها شوم؟
 
واقعیت این است که دنیای فین تک ها و به خصوص دنیای ارزهای رمزنگاری شده و بلاک چین، در عین جذابیت و شگفتی، پیچیدگی هم دارد. بنابراین برای ورود به این حوزه باید برنامه ریزی بلندمدت داشته باشید. آن چه ما گفتیم صرفا مرور ایده ها و زدن جرقه اولیه بود. اگر در ذهن شما هم جرقه ای خورده یا علاقه مند هستید، ابتدا آشنایی خود را با استارت آپ های فعال این حوزه تکمیل کنید. برای این منظور نشریات تخصصی مثل راه پرداخت (way2pay.ir) را مطالعه کنید. در گام بعد ایده های مختلف را دسته بندی کنید با بررسی نیازها ی مردم و البته رقبا، بهترین حوزه ها را انتخاب کنید. در گام بعد حتما نیاز به تیمی خبره دارید که مجموعه ای از تخصص ها را در خود داشته باشد؛ از آشنایی با مباحث مالی و قوانین مربوط تا مباحث تخصصی مربوط به بلاک چین و همچنین زیرساخت های ارتباطی و برنامه نویسی های لازم.
 
 استارت آپ های پیچیده اما شگفت انگیز
 

اینترنت اشیا چه می کند؟
 
به این فکر کنید که وقتی از خواب بیدار می شوید، چای ساز یا قهوه جوش شروع به کار می کند و تا شما به آشپزخانه می رسید، نوشیدنی آماده است. یا این که یخچال تاریخ انقضای مواد غذایی یا کمبود برخی مواد غذایی را خبر می دهد. یا حتی این که منزل هوشمند شما، اطلاعات مربوط به وضعیت سلامتی، فشار خون و چربی را برای پزشکتان می فرستد و دستورهای سلامتی لازم را هم روی گوشی به اطلاعتان می رساند. همه این ها آن چیزی است که به اینترنت اشیا معروف است؛ یعنی مجهز کردن ابزارآلات و وسایل اطرافمان به حسگرها و البته اینترنت برای انجام خودکار امور.

استارت آپ ها در این حوزه به دنبال حل مسائل روزمره با این فناروی ها هستند؛ از گم کردن سوئیچ خودرو تا یادآوری کارهای مهم، افزایش امنیت منزل و بهینه سازی مصرف انرژی. البته با واردکردن اینترنت به کسب و کارها، برای مدیریت انبار، ثبت ورود و خروج ها، ایجاد امنیت و حتی حسابداری، کسب و کارهای متعددی شکل می گیرد که در آینده بیشتر درباره آن ها خواهیم شنید.
 
اما شبکه های اجتماعی
 
ارتباط؛ کلیدواژه اصلی شبکه های اجتماعی است. شبکه هایی که با تسهیل اطلاع رسانی به مردم کمک می کنند تا به راحتی مشورت بگیرند، اطلاعات دریافت کنند و نیازهای اجتماعی-ارتباطی خود را برطرف کنند. نیازی به شمردن نمونه های موفق نیست فقط کافی است درباره نوآورانه های این حوزه بگوییم. برخی به شبکه اجتماعی برای خردسالان (با همه سختی هایش) فکر می کنند و برخی به بسترهای ارتباطی جدید برای فروم های تخصصی قدیمی؛ از اعضای یک صنف تا علاقه مندان به داستان سرایی و شعر. شاید یک بستر اجتماعی برای ثبت دلنوشته ها، داستانک ها و شعرها در صفحه شخصی و گرفتن بازخورد از بقیه اعضا یک ایده جذاب باشد. به خصوص که در این بستر مسابقه ای هم برای نویسندگان برتر ایجاد کند و پله ای باشد برای کشف استعدادها و شناساندن آن ها.

درس‌های کسب و کار از والت دیزنی

مجله پنجره خلاقیت – ترجمه شادی حسن پور: زمانی که شجاعت کافی برای دنبال کردن رویاهایتان داشته باشید، به همه آنها دست خواهیدیافت. (والت دیزنی)
وقتی به بزرگ ترین افراد دنیا، که کسب و کارشان را خیلی ساده شروع کرده و به موفقیت هایی خارق العاده رسیده اند، فکر می کنید چه کسی به ذهنتان می رسد؟ اولین شخصی که من به خاطر می آورم، والت دیزنی است. والت دیزنی کارآفرین، انیماتور، صداپیشه و تولیدکننده ای بسیار قابل توجه بود. او ۲۲ بار جایزه اسکار را از آن خود کرد و ۵۹ بار برای تولید کارتون ها و فیلم های انیمیشنی نامزد دریافته جایزه شد. همه ما با این انیمیشن ها، مانند میکی ماوس، خاطره داریم.
 
دیزنی که یکی از پیشگامان صنعت انیمیشن بود، شرکت چند میلیارد دلاری والت دیزنی را بنا نهاد. او حتی شهربازی هایی را نیز برای تفریح خانواده ها تاسیس  کرد. اما مسیری که او برای رسیدن به اوج موفقیت طی کرد، مسیر ساده ای نبود. او نیز مانند بسیاری از ما با چالش های زیادی رو به رو و مجبور شد برای ادامه راه از پس موانع مختلفی برآید. در این مقاله به حقایق زندگی او می پردازیم که بیشتر مردم از آنها بی اطلاع اند؛ اما دانستن آنها عامل انگیزه بخش بسیار خوبی خواهدبود.
 
درس‌های کسب و کار از والت دیزنی 
او ثروتمند به دنیا نیامده بود.

شاید دلتان بخواهد این طور فکر کنید که والت دیزنی به خاطر ثروت خانوادگی اش به این مقام دست یافته است. اما این طور نیست. والدین دیزنی، در تمام دوران کودکی او، مجبور به نقل مکان هایی همیشگی و جست و جوی کار و امنیت اقتصادی بودند.زمانی که او به سن ۱۹ سالگی رسید، شروع به کشیدن نقاشی و فروختن آنها کرد. اما پول بسیار کمی در قبال این نقاشی ها نصیبش می شد و از پس اجاره خانه بر نمی آمد. به همین خاطر با دوستانش زندگی می کرد و خیلی اوقات غذای کافی برای خوردن نداشت. این که دیزنی پیشینه ای ساده و فقیرانه داشت اما توانست برندی ماندگار را به نام خود ثبت کند، موضوع بسیار الهام بخشی است. این مسئله نشان می دهد که برای رسیدن به موفقیت نیازی نیست که از ابتدا ثروتمند باشید.

به او گفته بودند که اصلا فرد خلاقی نیست!


شاید باورتان نشود، اما والت دیزنی- خالق نابغه میکی ماوس و بسیاری از شخصیت های معروف کارتونی دیگر- بارها به خاطر عدم خلاقیت و هنر کافی پاسخ منفی شنیده بود. زمانی که او از نشریات و جراید درخواست می کرد که به انتشار کارهای او بپردازند، آنها او را به دلیل عدم خلاقیت کافی رد می کردند. با این حال او به کارش ادامه داد. او از ایده پردازی و خلق شخصیت های کارتونی دست نکشید. ممکن است مردم شما را نیز از دنبال کردن رویاهایتان باز دارند یا به انتقاد از شما بپردازند. اما به کارتان ادامه دهید. هیچ کس شما را بهتر از خودتان نمی شناسد. هیچ کس از رویاهای درونی تان به اندازه خودتان باخبر نیست. به ندای درونی تان گوش دهید و رویاهایتان را مانند والت دیزنی دنبال کنید. شاید کار ساده ای نباشد. اما در نهایت متوجه خواهید شد که این همه سختی ارزش زیادی به همراه داشته است.

او بارها شکست خورد (ظاهرا بیش از ۳۰۰ بار)


خیلی از مردم برای رسیدن به اهدافشان صد بار هم تلاش نمی کنند، چه برسد به ۳۰۰ بار شکست! اما والت دیزنی بیش از ۳۰۰ بار به در بسته خورد؛ از جمله شکست ناامیدکننده او در هنگام ورشکستگی اولین استودیوی انیمیشن سازی اش در بیست سالگی به نام لفوگرام (Laugh- O- Gram Studio). هر بار که شکست می خورد، درسی می گرفت و دوباره تلاش می کرد. زمانی که به اندازه والت دیزنی رویاهایتان را باور داشته باشید، حتی شکست های پی در پی نیز نمی توانند شما را از رسیدن به موفقیت بازدارند. به جای این که روی گذشته متمرکز شوید، به دستاوردهایی که می خواهید در آینده کسب کنید، فکر کنید. دیزنی گفته است: «زمانی که چیزی را باور دارید، آن را همه جانبه و بدون هیچ شک و تردید باورکنید.»

او روزهای تعطیلش را با دو دخترش می گذراند.


اگرچه والت دیزنی مردی فوق العاده پرمشغله بود، اما همیشه اولویت اول خود را به خانواده اش اختصاص می داد. او عاشق دو دخترش، دایان و شارون بود. روزهای تعطیل آنها را به گردش می برد و وقتی آنها در حال تاب بازی بودند، می نشست، نگاهشان می کرد و بادام زمینی می خورد. در یکی از همین روزهای گردش خانوادگی بود که او به این نتیجه رسید که باید شهربازی هایی برای گردش و تفریح کل خانواده ایجاد شود. دیزنی در سال ۱۹۵۵ اولین شهر بازی خانوادگی اش به نام دیزنی لند را افتتاح کرد.

او فقط برای طراحی نقشه اصلی دیزنی لند پنج سال زمان گذاشت.


دیزنی لند ایده ای یک شبه نبود. والت دیزنی پنج سال به سختی تلاش کرد تا برنامه این کار را طراحی کند. در حالی که بیشتر مردم پس از یک سال و اندی تلاش (یا حتی کمتر) قید آن کار را می زنند، دیزنی برای ساخت شادترین مکان دنیا اراده ای آهنین داشت. همیشه تصویر هدف اصلی زندگی تان را پیش چشم داشته باشید و همواره برای همه مردم دنیا خوب بخواهید. همان طور که دیزنی گفته است: «اگر می توانید رویای چیزی را داشته باشید، پس می توانید انجامش هم بدهید.»

ترفندهای خلاقیت در سال ۲۰۱۸

برترین ها – ترجمه از حمید گنجی: نیمکره راست مغز در مقابل نیمکره چپ. هنر در برابر ریاضی. ما مدام از یک بخش به بخش دیگر منتقل می‌شویم. وقتی‌که ما با مشکلی روبرو می‌شویم، به این خاطر نیست که ما تلاش نمی‌کنیم، بلکه به این خاطر است که در DNA ما چنین چیزی وجود ندارد. خلاقیت فاکتوری است که فقط ممکن است تعداد معدودی از افراد از آن بهره‌مند باشند.
 

Vilayanur S. Ramachandran، عصب‌شناس و مدیر مرکز مغز و شناختی در دانشگاه کالیفرنیا، سن دیگو در سال ۲۰۰۷ در یک سخنرانی تدتاک گفت که حس‌آمیزی- شرطی که باعث می‌شود افراد دو درک حسی را به‌طور غیرمستقیم با یکدیگر پیوند دهند- در بین هنرمندان، شاعران و رمان‌نویسان هشت برابر بیشتر است.
رماچاندان می‌گوید: «این مبنای خلاقیت است که بین ایده‌های، مفاهیم و افکاری که غیر مرتبط به نظر می‌رسند ارتباط برقرار کند.»
جرارد پوچیو، رئیس بخش و استاد در مرکز بین‌المللی مطالعات خلاقیت در کالج دولتی بوفالو در نیویورک، می‌گوید خلاقیت یک مهارت بقا است. صنایع مختلف در هماهنگی با خلاقیت گاها موفق می‌شوند و گاهی نیز شکست می‌خورند.
دانشجویان در دانشگاه بوفالو آموخته‌اند که خلاقیت در چهار مرحله صورت می‌گیرد: آشکارسازی، تفکر، توسعه و اجرا. فکر غیرمتعارف لزوما ذاتی نیست. هرچند که به گفته جرارد پوچیو، آموزش‌های خلاقیت باید از دوران مدرسه آغاز شود، اما بازخوانی مغز برای فکر کردن غیر متعارف چیزی نیست که شما فقط در دوران مدرسه بتوانید آن را یاد بگیرید.
 
 12 ترفند خلاقیت که در سال 2018 باید بدانید
با استفاده از ترفندهای آورده شده در زیر می‌توانید خلاقیت خود را در سال ۲۰۱۸ تقویت کنید.
۱٫ از شش کلاه تفکر خود استفاده کنید
مفهوم شش کلاه تفکر در سال ۱۹۸۵ توسط ادوارد دی بونو مطرح شد و در کتابی با همین نام به چاپ رسید. این تمرین مغز شما را وادار می‌کند که برای حل مشکلات از چارچوب تعیین شده خود خارج شود. هر کلاه تفکر نشان دهنده یک سبک متفاوت تفکر است. به این صورت:
کلاه سفید: تمرکز بر داده های موجود. به دنبال روند گذشته و تلاش برای پر کردن شکاف دانش باشید.
کلاه قرمز: از شهود، واکنش جرات و احساسات خود استفاده کنید. همچنین در نظر بگیرید که دیگران چگونه ممکن است به صورتی احساسی از خود واکنش نشان دهند.
کلاه‌سیاه: تمامی روش‌هایی که یک ایده ممکن است کارساز نباشد را در نظر بگیرید. دیدگاهی انتقادی داشته باشید.
کلاه زرد: با نگاهی مثبت به مشکل نگاه کنید. مزیت‌های تصمیم چه هستند؟
کلاه سبز: با ایده‌هایتان دیوانه شوید. اجازه دهید که روح خلاقیتتان آزاد شوند و غیرمعمول‌ترین راه‌حل‌های مشکل را تصور کنید. مانع تفکر خود نشوید.
کلاه آبی: کلاه آبی فرآیند کنترل تفکر را توضیح می‌دهد. خودتان را به‌عنوان رهبر یک گروه طوفان ذهنی تصور کنید. چگونه از دیگران می‌خواهید که یک راه‌حل پیدا کنند؟
۲٫ گاهی اوقات نسبت به کار بی‌حوصله باشید

به‌جای نگاه کردن به یک صفحه کاغذ سفید خالی، خودتان را وادار کنید که موبی‌دیک بعدی را بنویسید. از پروژه فاصله بگیرید و به ذهنتان اجازه دهید تا سرگردان شود. مطالعه انجام گرفته توسط دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا، نشان داد که رویاپردازی و خیال‌بافی به حل مسئله خلاقانه منجر می‌شود.
بعد از کار کردن روی پروژه‌تان برای مدتی کوتاه، دست از کار بکشید و یک کار ناخواسته مانند شستن ظرف‌ها را انجام دهید. این کار به ذهن شما اجازه می‌دهد تا درحالی‌که بین دست‌ها و بخش‌های مختلف مغز ارتباط برقرار می‌کند، سرگردان شود. بنابراین وقتی‌که مجددا به پروژه باز می‌‌گردید، ذهن شما یک دیدگاه تازه دارد.
۳٫ روز خود را معکوس کنید

اگر شما یک فرد سحرخیز هستید، ممکن است تمایل داشته باشید که بعد از بلند شدن از تخت‌خواب مستقیما به سراغ سخت‌ترین کار بروید و آن را در ابتدا انجام دهید. البته این نیز قابل‌قبول است. زیرا ذهن شما در ابتدای صبح تازه است و احساس هوشیاری بیشتری نیز دارید. اما به این حال، مطالعات نشان داده‌اند که برخی از بهترین تفکرهای خلاقانه می‌توانند درزمانی اتفاق بیافتند که ذهن شما در حالتی مبهم به سر می‌برد.
اگر شما در یک چرخه خلاقانه به دام افتاده‌اید، برنامه روتین خود را تغییر دهید. اگر عادت دارید که شب‌ها تا دیروقت بیدار بمانید، یک روز صبح زود از خواب بیدار شوید و نوشتن آزاد و طوفان ذهنی در مورد پروژه‌تان را آغاز کنید. مغز نیمه فعال شما ممکن است ایده‌ای را تولید کند که به طرزی مسخره‌آمیز برایتان کارساز باشد.
۴٫ از فرآیند لذت ببرید

هیچ‌چیز خسته‌کننده‌تر از روزهایی نیست که ایده‌هایی بد در ذهنتان به جریان می‌افتند. قبل از اینکه اجازه دهید این صداهای منفی بقایای عزت‌نفس شما را از بین ببرند، نفس عمیق بکشید و از گاهی نیز از بخش خسته‌کننده فرآیند خلاقیت لذت ببرید. برای انجام این کار، یک صفحه کاغذ سفید و خالی بردارید و ایده‌های خنده‌داری که به ذهنتان می‌رسد را روی آن بنویسید. سعی کنید که افکار خود را به جریان بیاندازید. به خودتان یادآوری کنید که حتی بزرگ‌ترین شاهکارها با صدها یا حتی هزاران طرح پیشنهادی غیرقابل استفاده آغاز شدند.
۵٫ کار را سخت کنید

گاهی اوقات ما نیاز داریم که به ذهنمان اجازه دهیم تا سرگردان شود. اما گاهی اوقات نیز باید همین ذهن را با قوانینی خاص به چالش کشید. نتایج یک تحقیق نشان داد که ایجاد مانع در سر راه خلاقیت درواقع موجب بیان خلاقیت بیشتر می‌شود.
۶٫ خودتان را درک کنید

ما می‌توانیم که همه ترفندهای خلاقیت در جهان را به شما ارائه دهیم، اما بهترین افزاینده خلاقیت چیزی به نام «خودشناسی» است. شناخت افراد، محیط و مواردی که مانع از خلاقیت می‌شوند و یا آن را افزایش می‌دهند، به شما اجازه می‌دهد تا روزتان را به بهترین نحو ممکن برنامه‌ریزی کنید. سوالات زیر را خود بپرسید:
کدام اشخاص بهترین بازخوردها و انگیزه‌های خلاقانه را به من ارائه می‌دهند؟
در کدام مقطع از روز من احساس الهام‌بخشی بیشتری دارم؟ چه موقع احساس می‌کنم که باید عجله کنم؟
من  کدام یک از موارد سر و صدای محیط، صداهای بلند یا سکوت مطلق را ترجیح می‌دهم؟
آیا کامپیوتر من را منحرف می‌کند یا به من کمک می‌کند که سریع‌تر ایده‌پردازی کنم؟ در مورد قلم و کاغذ چطور؟
۷٫ ذهن خود را تغذیه کنید

روز را با یک صبحانه دلپذیر شروع کنید. شامل ترکیبی از پروتئین، یک منبع سالم چربی (مثل آووکادو)، میوه و برخی از کربوهیدرات های چندگانه برای افزایش انرژی. برای طول روز نیز ظرف تنقلات و آجیل را در اطراف خود نگه دارید. هنگامی‌که شما گرسنه هستید، مغز شما تلاش می‌کند تا تنها بر روی یک کار تمرکز کند و بیان خلاقیت تقریبا غیرممکن می‌شود.
 
 12 ترفند خلاقیت که در سال 2018 باید بدانید
8. عجیب‌وغریب باشید

آمانتا ایمبر، نویسنده کتاب فرمول نوآوری، روش‌های عجیب زیر را معرفی می‌کند که ممکن است برای شما کارساز باشند:
توپی را با دست چپ خود فشار دهید
ابروهایتان را بالا بیاندازید
در موقع فکر کردن به یک مشکل بخوابید
به یک عکس با صحنه‌ای عجیب‌وغریب نگاه کنید
خودتان را در یک دیدار با معشوقتان تصور کنید
به لوگوی شرکت موردعلاقه خود نگاه کنید
۹٫ در یک شرکت خوب بمانید

در سال ۱۹۵۶، Louis R. Mobley به شرکت IBM گفت که موفقیتش به خلاقیت مدیران وابسته است و او از این طریق مفهوم جدیدی را بنیان نهاد. نتیجه آن شد که مدرسه مدیران IBM بر اساس شش چشم‌انداز او ساخته شد. یکی از این شش چشم‌انداز، اهمیت همراه بودن با افراد خلاق است، حتی اگر با بودن در کنار این افراد احساس احمق بودن یا خودآگاهی کنید. این را می‌توانید از روش‌هایی مانند بازدید از گالری‌های هنری، نشستن سر کلاس‌های هنری محلی یا همراهی با یک تیم طراحی گرافیک امتحان کنید.
۱۰٫ صفحه‌ای را از کتاب آن‌ها بردارید

گاهی اوقات کمی الهام‌بخشی دقیقا همان چیزی است که شما به آن نیاز دارید. در زیر، روتین‌های خلاقانه برخی از مشهورترین نویسندگان آورده شده است. برخی از آن‌ها را امتحان کنید و ببینید که آیا به چیز جدیدی می‌رسید یا خیر.
ری برادبری هر زمان و هرکجا که الهام‌بخش او بود شروع به نوشتن می‌کرد. برنامه‌های زمانی او را احاطه کرده بودند.
جوان دیدیون یک ساعت قبل از شام را به صرف یک نوشیدنی اختصاص می‌داد و روز بعد را صرف ویرایش می‌کرد.
جک کرواک یک شمع را روشن می‌کرد و نوشتن را تا زمان تمام شدن شمع ادامه می‌داد.
سوزان سونتاگ ترجیح می‌داد که به صورتی مداوم و پیوسته در روز بنویسد.
هنری میلر بیشتر تحت تاثیر حال و احوال خودش بود. اگر نمی‌توانست که چیزی بنویسد، به نقاشی می‌پرداخت.
ارنست همینگوی نیز ایستاده می‌نوشت.
۱۱٫ به سراغ ایده‌های ناتمام‌تان بروید

همه ما لیستی از ایده‌های ناتمام را در ذهن خود داریم و معمولا نیز هر از گاهی این لیست را بازبینی می‌کنیم. با فکر کردن به این لیست ممکن است احساس گناه، استرس، غرور و یا نارحتی کنید و این لیست ممکن است حتی شعله‌های خلاقیت شما را پایین بکشد. برای آزاد کردن ذهن خود سعی کنید که این ایده‌های ناتمام را روی کاغذ بیاورید. فرض کنید که به‌صورت فیزیکی در حال انتقال آن‌ها از ذهن به روی صفحه هستید و به‌این‌ترتیب فضا را برای ایده‌های بهتر و جدید باز می‌کنید.
 
 12 ترفند خلاقیت که در سال 2018 باید بدانید
12. پایتان را در کفش دیگران کنید

Srini Pillay، استادیار دانشگاه هاروارد می‌گوید که جمله «به خودت باور داشته باش» همیشه به‌اندازه تظاهر کردن به اینکه شما شخصی دیگری هستید موثر نیست. قدرت اینکه خودتان را فرد خلاقی بدانید، از تصور کردن خود به‌عنوان فردی که شاهکارهای شگفت‌انگیزی به دست آورده کمتر است. بنابراین گاهی سعی کنید خودتان را به جای افراد موفق بگذارید و پا در کفش آن‌ها کنید.

افزایش بهره وری با «ماتریس آیزنهاور»

برترین ها – ترجمه از حمید پاشایی: در عصر کنونی، ما ایمیل ها، تماس ها و پیام هایی بیشتر از همیشه دریافت می کنیم. زمانی که در محل کار هستیم مجبوریم که خود را با پاسخ دادن به تمام درخواست های ورودی مشغول نشان دهیم، ولی این کار اغلب می تواند حسی از نارضایتی نسبت به بهره وری خودمان در ما ایجاد کند.
 

با مشغول شدن به مواردی که فکر می کنیم ضروری هستند ولی در واقع هیچ وقت مهم نیستند، ممکن است به سادگی در دام به تعویق انداختن کارها گیر بیفتیم. شاید شما تمام روز را صرف این کنید که ایمیل های نخوانده در صندوق ایمیل تان را به عدد ۰ برسانید، یا اینکه تمام کارهای خرد و ریزتان را انجام دهید ولی هنوز آن کتابی که مدت هاست می خواهید بنویسید را شروع نکرده باشید
نکته اینجاست که، برای بیشتر مردم اغلب دشوار است که مرز مشخصی تعیین کنند که بدانند چه کاری را لازم است انجام دهند و در عوض خود را مشغول انجام چه کاری می یابند.
اگر در پایان روزهای کاری خود حس عدم موفقیت را دارید، پس ممکن است بتوانید از روش نه چندان شناخته شده ای که معرفی می کنیم، کمی بهره ببرید.
رییس جمهور بهره ور
آیزنهاور شاید یکی از خاص ترین شخصیت هایی است که تاکنون عنوان رییس جمهوری ایالات متحده را در اختیار داشته است. او پیش از اینکه ۳۴ اُمین رییس جمهور آمریکا شود، به درجه ژنرال پنج ستاره در ارتش آمریکا رسید، و نقشی مهم در برنامه ریزی و اجرای حملات علیه نازی ها در آفریقا، فرانسه و خود آلمان ایفا کرد. در زمان ریاست جمهوری، او سامانه بزرگراه های بین ایالتی، و همچنین سازمان های ناسا، دارپا و غیره را راه اندازی کرد.
او در طول زندگی خود همواره از بهره وری فوق العاده زیادی برخوردار بود، که یکی از نمونه های آن رسیدن به مقام ریاست جمهوری بود. بهره وری او به طور گسترده مورد تحقیق قرار گرفته، و تاکنون مفیدترین استراتژی که به خاطرش مورد تحسین قرار گرفته طراحی چیزی است که حالا با نام «جعبه آیزنهاور» شناخته می شود. این روشی ساده است که به شما کمک می کند از به تعویق انداختن کارها خودداری کنید و کارهایی که باید انجام دهید را اولویت بندی کنید. شیوه آن به این شکل است:
شما ۴ جعبه مختلف با دسته بندی های زیر ایجاد می کنید:
•    ضروری و مهم (کارهایی که باید فوراً انجام شود)
•    مهم، ولی غیر ضروری (کارهایی که باید برای بعداً زمانبندی کرد)
•    ضروری، ولی غیر مهم (کارهایی که باید به فرد دیگری واگذار کرد)
•    نه ضروری و نه مهم (کارهایی که باید کلاً حذف کرد)
 ماتریس آیزنهاور می‌تواند بهره وری شما در کار را افزایش دهد
این تمرین ساده به شما یاد می دهد که به سرعت اهمیت و ضرورت کارهای پیش روی خود را تشخیص دهید و آن ها را بر همین اساس از هم تفکیک کنید. اغلب پیش می آید که ما با انجام کارهایی که می توانیم به دیگران واگذار کنیم یا اینکه کلاً حذف کنیم، ناخودآگاه باعث تعویق کارها می شویم.
نقل قولی از دوایت آیزنهاور است که می گوید، «چیزی که مهم است به ندرت ضروری است، و چیزی که ضروری است به ندرت مهم است.»
چه زمانی و چگونه از روش آیزنهاور استفاده کنیم؟
همه ما روش مخصوص به خودمان برای مدیریت کارها را داریم، چه شما از دفترچه یادداشتی برای این منظور استفاده کنید یا یکی از مدیرانی باشید که به لیست انجام کارها (to-do list) علاقمندید. هیچ کدام از این روش ها در عمل با روش آیزنهاور جور در نمی آید چرا که دسته بندی کارها به ۴ جعبه مختلف خیلی راه اثربخش (یا زیبایی) برای کار کردن با مسئولیت های پیش رویتان نیست.
با این حال، مسئله این نیست که وظایف را در چهار جعبه مختلف دسته بندی کنیم، بلکه مهم این است که مهارت تشخیص این موضوع را پیدا کنیم که چه زمانی در شرایطی قرار دارید که لازم است وظایفی که تمرکز شما را می طلبد را اولویت بندی کنید تا جلوی به تعویق افتادن آن ها را بگیرید.
این روش وقتی می تواند بسیار مفید باشد که با انبوهی از کارها مواجه باشید. زمانی که مقدار کارها بیش از اندازه زیاد است، چند دقیقه زمان گذاشتن برای منظم کردن و اولویت بندی وظایفتان بر اساس منطق روش آیزنهاور می تواند بسیار مفید باشد.
یک شیوه مفید استفاده از این روش این است که فلسفه جامع و فراگیر آن را با جریان کاری خود ترکیب کنید. اگر شما آیتم های to-do لیست خود را به صورت روزانه یا هفتگی اولویت بندی نمی کنید، پیشنهاد می کنیم که فقط برای یک هفته این کار را امتحان کنید. فقط به خودتان تعهد دهید که کار روزانه تان را در تقویم خود وارد کنید و وقت مورد نظر که برای وظایف معین اختصاص می دهید را زمان بندی کنید، یا اینکه آیتم های to-do لیست خودتان را از بالا به پایین اولویت بندی کنید.
به عنوان مثال در جریان کاری خود، می توانید تمامی وظایف پیش رویتان را در ابتدای هر روز بازبینی کنید. وظایف مهم و ضروری را اولویت قرمز دهید به این معنی که لازم است اول از همه به سراغ آن ها بروید. وظایف مهم ولی غیر ضروری را اولویت نارنجی دهید و وظایف ضروری ولی کم اهمیت تر را اولویت زرد دهید.
حذف یا واگذاری؟
یک استراتژی مفید دیگر که به وسیله این روش یاد داده می شود این است که می تواند کمک کند تا شما سؤال درست را بپرسید. هر کاری آنقدر مهم نیست که نیازمند زمان و توجه شما باشد. برای مثال، اغلب مفید است که به تمام کارهایی که انجام می دهید نگاه کنید و بعد از خودتان بپرسید که کدام کار تأثیری مستقیم روی مقدار پولی که کسب می کنید دارد؟ در واقع ذهنیتی به دست می آورید که بتوانید مهم ترین کارها در فهرست خودتان را از کارهایی که نیاز به انجامشان ندارید، جدا کنید.
کارهایی که نیاز به انجامشان ندارید را می توانید کلاً حذف کنید، و اگر کاری باشد که دستیارتان می تواند انجام دهد، آن را به او واگذار کنید.
کارهایتان را اولویت بندی کردید، ولی هنوز هم آن ها را به تعویق می اندازید؟
استفاده از روش هایی مثل جعبه آیزنهاور یا حتی سیستم اولویت بندی مخصوص خودتان به هیچ وجه کامل نیست. دشوارترین بخش هر فرایندی همیشه به اجرای آن مربوط می شود.
شاید ما وظایف مهم را نادیده می گیریم و تنها روی کارهای ضروری تمرکز می کنیم چرا که واقعاً در آن لحظه باور داریم که مهم ترین کاری است که باید انجام شود، ولی بعداً احساس پشیمانی پیدا می کنیم که هیچ زمانی در طول روز برای فعالیت روی پروژه اصلی پیدا نکردیم.
اولویت بندی وظایف در هر سیستمی نیازمند تلاش متمرکز و نظم فردی است تا قوانین خودتان را دنبال کنید. اگر هنوز هم می بینید که دارید روی وظایف اشتباه وقت می گذارید، پس نیاز دارید که زمان ثابتی را به وظایف مهم اختصاص دهید یا اینکه آن ها را برای بخش خاصی از روز خود زمانبندی کنید.
برای مثال، اگر ضرب الاجلی یک هفته ای برای نوشتن مقاله ای دارید، آسان است که تحت تأثیر تمام تحقیقات و متنی که نیاز به نوشتنش دارید قرار بگیرید و گیج شوید.
بهترین راه برای پیشبرد کار آن است که این کار معین را برای بازه هایی کوچک از زمان در روزهای پیش از رسیدن به ضرب الاجل زمانبندی کنید.
درست مثل هر چیزی که خود را برای رسیدن به آن دچار مقاومت می بینیم، اگر آن را به بازه های کوچکتری از زمان کاهش دهیم راحت تر می توانیم بر اینرسی شروع نکردن غلبه کنیم.
استراتژی شما چیست؟ شما چگونه وظایف خود را اولویت بندی می کنید و از پس انجام آن ها بر می آیید؟

موفقیت استارتاپ‌ها به استخدام چه افرادی وابسته است؟

وب سایت یوکن: مهارت و سرعت برای موفقیت هر استارتاپی لازم است. در واقع از این دو فاکتور در تمام مراحل تصمیم گیری، ساخت و اجرای استارتاپ و ورود آن به بازار رقابتی استفاده می‌شود. کارآفرینان جوان با راه اندازی استارتاپ خود با این جمله مواجه می شوند “افراد مناسب و لایق را استخدام کنید.” قطعاً شما هم به عنوان کارآفرین چندین بار این جمله را از اطرافیان خود شنیده‌اید؛ اما در این جا سؤال مطرح می شود که “مناسب” به چه معناست و به چه ویژگی‌هایی اشاره دارد؟ این فرد مناسب باید در کدام بخش استارتاپ مشغول کار شود؟ سامی اینکینن، مدیرعامل و مؤسس چند استارتاپ است.
 
او تاکنون سه استارتاپ را ایجاد کرده و بیش از ۵۰۰ کارمند استخدام کرده است. در ادامه‌ی مقاله، این کارآفرین موفق توصیه‌هایی برای استخدام فرد مناسب دارد: حتماً شما هم موافق هستید استخدام نیروی کار توانمند و باهوش باعث موفقیت هر کسب و کاری می شود. البته مهارت‌های موردنیاز در هر مرحله‌ای متفاوت از هم هستند. من با کسب تجربه‌ی چندساله و استخدام افراد مختلف به این نتیجه رسیدم که بودن یک شخصیت خاص در بین نیروی کاری شرکت لازم بوده و در دیگر مراحل نیز مفید خواهد بود. من به این نوع شخصیت رنسانس می گویم؛ اما حالا به این موضوع می پردازیم که رنسانس‌ها چه خصوصیاتی دارند؟ در تمام بخش‌های یک استارتاپ، افراد هر تیم باید سه ویژگی اصلی داشته باشند تا بهترین عملکرد را از خود نشان دهند:
 
موفقیت استارتاپ ها به استخدام چه افرادی وابسته است؟ 
– اتخاذ تصمیمات جدی
– ایجاد فرآیندهایی برای تسهیل اجرای امور
– انجام دادن کارها
 
خیلی از افراد تیم فقط در یکی از این موارد مهارت دارند؛ اما رنسانس‌ها در تمامی آن‌ها خبره هستند و می توانند شرکت را به بهترین نحو ممکن هدایت کنند. در ادامه، هر یک از موارد را به طور کامل توضیح داده و به دلیل ضروری بودن حضور رنسانس‌ها در استارتاپ می پردازیم.
 
سرعت اجرا

آیا می دانید سرعت اجرای یک استارتاپ، مهم‌ترین مزیت رقابتی آن در مقایسه با دیگر کسب و کارهاست؟ رنسانس‌ها به خوبی می توانند از این مزیت استفاده کنند و باعث پیشرفت استارتاپ شوند. افراد رنسانس با خصوصیات شخصیتی که دارند، از پس این معادله‌ی سرعت بر می‌آیند. آن‌ها قادرند با ابتکار عمل، عواقب منفی ناشی از تصمیم گیری‌های اشتباه را از بین ببرند. رنسانس‌ها اولویت‌های اساسی را در نظر می گیرند و روی مواردی متمرکز می شوند که برای پیش بردن کار ضروری هستند.

سرعت یادگیری


کسب و کارهایی که می خواهند روی بازارهای جدید مسلط شوند، به موفقیتی نخواهند رسید. رقابت کردن در این بازارها نیازمند یادگیری سریع و پیشرفت است. اگر خصوصیات مذکور در سه فرد مختلف وجود داشته باشد، تکرار هر مرحله از کار به یکی از این افراد بستگی دارد و زمان زیادی صرف انتقال کار از یک فرد به فرد دیگر خواهد شد. پس سرعت یادگیری کاهش می یابد و موفقیت استارتاپ تحت تأثیر قرار می گیرد. فرد رنسانس توانایی تجزیه و تحلیل اطلاعات را دارد و با استفاده از بازخوردهایی که می گیرد، بهترین راه حل را پیدا می کند. این فرد مرتکب هیچ اشتباهی نشده و در مسیر اشتباه نیز قرار نمی گیرد.

استفاده از سرمایه


قطعاً استخدام یک نفر به جای سه نفر باعث صرفه جویی در منابع مالی استارتاپ می شود. علاوه بر آن، فرد رنسانس می تواند در زمان بروز تغییرات ناخواسته، مشکل نبود منافع کافی را حل کند. آیا تمایل دارید در استارتاپ خود از راه حل‌های خلاقانه استفاده کنید و نگران منابع نباشید؟ امروزه نرم افزارهای زیادی وجود دارد که این کار را انجام می دهند. اکنون خیلی از رنسانس‌ها روی این مسئله متمرکز شده و زبان‌های برنامه نویسی و SQL را یاد گرفته‌اند تا بتوانند ابزارهای جدیدی اختراع کنند، تصمیمات اساسی بگیرند و بدون داشتن مهارت بالا در برنامه نویسی به زبان‌های پایتون و سی پلاس پلاس، تست‌های مختلف را اجرا کنند. آن‌ها با این استراتژی می توانند کارها را با سرعت بی‌نظیری جلو ببرند.
با تمام تفاسیر، فرد رنسانس کسی است که می تواند بهترین استراتژی را خلق کند، سیستم بسازد و پردازش کند. این فرد به استارتاپ شما کمک می کند تا محصولتان بهترین جایگاه را در بازار پیدا کند. البته وجود رنسانس‌های دیگر برای بخش فروش، بازاریابی و عملیات هم لازم است تا بتوانند سرعت کار و موفقیت استارتاپ را تضمین کنند. در نهایت به این نتیجه می رسیم که وجود فرد رنسانس با ویژگی‌های شخصیتی که دارد، می تواند خیلی از مشکلات استارتاپ ها را در کمترین زمان ممکن حل کند.
 
منبع: inc

,

اشتباهات در فروش

در اوایل سال ۲۰۱۶ در شهر دالاس (شمال شرقی تگزاس) در طی سمینار “رها کردن قدرت درونی” حدود ۳۰ نفر پس از راه رفتن بر روی ذغال داغ درمان شده بودند. البته که شما برای رها کردن قدرت درونی تان به راه رفتن روی ذغال داغ نیاز ندارید! اما نیاز دارید که اقدامات بیش تری انجام داده و غرقِ در کار شوید. ادامه مطلب …

,

این ۴ عامل را نداشته باشید برند ندارید

به کنفوسیوس گفتند: ای حکیم بزرگ چنین شنیده ایم که شما قرار است به صدارت عظمای عمارت «لو» برسید، اولین کاری که به عنوان یک فرد خردمند انجام می دهید، چه خواهد بود؟ او گفت: اولین کاری که می کنم این است که به تدقیق واژه ها می پردازیم تا مشخص شود من چه می گویم و طرف مقابل به من چه می گوید. این تدقیق واژه ها بسیار مهم است. پرسش اصلی در یادداشت های من این است که برندسازی در کسب و کارهای کوچک و متوسط چگونه باید باشد؟ در حالی که کوچک و متوسط بودن صنایع و سازمان ها مشخص است؛ وقتی از برند سازی سخن می گوییم، هر کسی از ظن خود یار ما می شود و برداشت های متفاوتی می کند. ادامه مطلب …

کارآفرینان چطور می توانند روی ارتباطات ضعیف سرمایه گذاری کنند

همه ی ما در شبکه های اجتماعی دوستان و فالوورهایی داریم که تاکنون هیچ وقت با آنها به طور حضوری زمانی را سپری نکرده ایم! نه با آنها به دانشگاه رفته ایم و نه با آنها کار کرده ایم. اما همچنان آنها را در لیست های خود داریم. بسیاری از ما، هیچ کاری با این مخاطبان و ارتباطات نداریم. تقریباً آنها مثل مخاطبان آنلاینی هستند که نام و نام خانوادگی، شماره های تماس و آدرس شان را داریم اما در عین حال، نه به خوبی آنها را می شناسیم و نه سروکاری داریم! ادامه مطلب …

,

چرا استراتژی فروش شرکت تان شکست می خورد

استراتژی فروش

بخش فروش درون شرکت تان، مهم ترین قسمت شرکت شماست. زیرا همان چیزی ست که پول را برای ادامه ی مسیرتان به خدمت درمی آورد. ادامه مطلب …